سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي
181
قواعد السلاطين ( فارسى )
زخّار مرحمت و كرامت ، واسطه و رابطهء نظام انتظام ارباب دين مبين ، و اعتضاد و اعتصام قاطبهء اصحاب يقين ، شاه عبّاس ماضى - أنار اللّه برهانه - كه ساحت بارگاه و عتبهء اسلامپناهش پيوسته محلّ [ 162 ] توجّه سالكان آگاه و مقصد امان « 1 » و آمال سايران إلى اللّه بوده ، در ايّام متبرّكه ، خصوصا روز مبعث خاتم الأنبياء - صلّى اللّه عليه و آله الأتقياء - كه رسالت نامهء بارعه و سفارت خاتمهء جامعه در اين روز بوده است ، و به جنّ و انس از براى اكمال دين و اتمام شريعت مبعوث شده است كه آن روز بيست و هفتم ماه رجب المرجّب است ، زيارات مأثوره را با من به جاى مىآورد ، و نكهت گلهاى دلگشاى مضامين شفقت آيينش ، گلشنپيراى عقيدت و مشامآراى خلوتيان انجمن طريقت و حقيقت مىگشت ، و تصدّقات بسيار به عرصهء وجود مىرسانيد . چنانچه در يك سال از آن سالها ، مبلغهاى كلّى تفويض فرمود كه بر طلبهء علوم و مستحقّين اهل صلاح قسمت نمايد . و دو دفعهء ديگر ، هر دفعه يكهزار تومان ، از مسكوك به طلبه و ارباب استحقاق رسانيدم . و در دفعه ديگر كه مزاج شريفش را عارضه رو داده بود ، قريب به هزار تومان طلاى غير مسكوك عطيّه فرمود كه تصدّق نمايم . قطعه قطعه طلا به مستحقّين مىدادم . و جدّم مىفرمود كه : من مباشر اين خيرات و مبرّات بودم ، و در شبهاى ماه مبارك رمضان با جمعى مخصوص از اهل علم افطار مىفرمود ، و بعد از افطار تا قريب به نصف شب ، به صحبت علمى و مباحثات علما با يكديگر مشغول مىشدند . تا زمان ممهّد مهاد عدل و انصاف ، هادم بنيان جور و اعتساف ، مشيّد قواعد عقايد اسلام ، مسدّد مجارى ظلم و ظلام ، بهشت آرامگاه ، شاه صفى - ثقّل اللّه ميزان حسناته و أنزله روضات جنانه - باقى بودند و پادشاه مغفور ، شيوهء استقبال و مشايعت پيش گرفته ، به جهت اعزاز و احترام در وقت دخول به مجلس بهشتنشان ، در مقامى از مركب نزولش مىفرمودند كه ساير مقرّبان ، تصوّر عبور از
--> ( 1 ) . شايد : امانى .